تبليغاتX
دنیای نامرد...


دنیای نامرد...

خاطرات تلخ جدایی

امروز که نیستم تنها ارزوی قلبیم این است

زیر لب گویی یادش به خیر...

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 | 5:36 | | |

منو ببخش که بی خبر

 

تو خلوتت پا میذارم

 

مقصرش دلتنگیه

 

من که گناهی ندارم...

پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389 | 12:55 | | |

رنگین کمان نصیب کسی می شود

 

 که تا اخرین لحظه زیر باران است.

 

سه شنبه پنجم آبان 1388 | 18:47 | | |

ای تمام باور عاشقانه ام

  

تمنای چشمان سیاهم را به چه فروختی؟؟؟

 

به محبتی دروغین؟؟؟

 

به اندکی عشق؟؟؟

 

یا به تمنای نگاه دیگری؟؟؟

 

کدام یک؟؟؟

 

چه کسی نام مرا از لحظه هایت جدا کرد؟؟؟

 

چشمان اتشین چه کسی تو را فریفت؟؟؟

 

چه کسی مسبب این جدایی بود؟؟؟

 

تمام این سوالات بی پاسخ خواهند بود مثل همیشه.

 

امروز...

 

امروز من به تنهایی سوگوار غروب عشقمان هستم.

 

امروز تمام خاطرات را به باد فراموشی سپرده ام.

 

امروز

 

تو از یاد من می روی و کسی دیگر جایگاهت را در قلبم می گیرد.

 

~~~>>>>تو این را خواستی<<<~~

 

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 | 21:37 | | |

امدنت را خوب یادم نیست

بی صدا امدی بی انکه من بدانم

و بی اجازه ماندی

بی انکه من بخواهم

اما اکنون که با ذره ذره وجودم

ماندنت را تمنا می کنم

قصد سفر داری؟

ای مهمان ناخوانده قلبم بمان

بمان که به ماندنت سخت محتاجم.

شنبه بیست و دوم فروردین 1388 | 23:30 | | |

روزی فکر می کردم که اگر او را با غریبه ای ببینم

 

شهر را به اتش می کشم.

 

اما...

 

اما امروز حاضر نیستم شمعی روشن کنم تا...

 

تا ببینم او کجاست.

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 | 0:8 | | |

www . night Skin . ir